سرزمين ايران

ايران که تا سال ۱۹۳٥ در کشورهای غربی "پرشيا" Persia خوانده می شد، در جنوب غربی آسيا قرار دارد. اين کشور که ۱۶۴۸۰۰۰ کيلومتر مربع مساحت دارد به کشورهای آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان، افغانستان، پاکستان، عراق، ترکيه و نيز آبهای خليج فارس (دريای عمان) و دريای خزر محدود می شود.

ناحيه مرکزی و شرقی اين سرزمين پهناور را بيابانهای بی حاصل و شمال و مغرب آن از رشته کوهها پوشانده شده است. اين کشور با در بر داشتن دشت کوير و دشت لوت، که از بايرترين بيابانهای دنيا به شمار می آيند اغلب دچار خشکسالی، سيل و ريزش کوه شده و بعلاوه به علت قرار گرفتن در سيستم کوهستانی آلپ- هيماليا، کراراً دچار زلزله های بيشمار و غالباً بسيار شديد می گردد.

مردم ايران

ايران با داشتن جمعيتی بیش از ٧۰ ميليون نفر پر جمعيت ترين کشور منطقه می باشد. بيش از نصف جمعيت ايران را فارس ها (Persian) تشکيل می دهند در حاليکه تُرک های آذربايجانی ٢٥ در صد جمعيت را تشکيل می دهند. ساير اقليت های نژادی عبارتند از: کُرد، لُر، بختياری، بلوچ، عرب، ارمنی، آسوری و يهودی ها. در حاليکه ايران خود جزو پرجمعيت ترين کشور منطقه بشمار می آمد، در طول بيست سال گذشته پذيرای پناهندگان کشورهای مختلف جهان، به خصوص جنگ زده های افغانستان و عراق بوده که مجموعاً بين دو تا چهار ميليون نفر را شامل می شود.

دين اسلام در قرن هفتم ميلادی وارد ايران شد و در حال حاضر دين رسمی اين مملکت می باشد. در حدود ۹۰٪ جمعيت ايران را مسلمانان شيعه و بقيه را که اکثراً کُرد و يا عرب می باشند اقليت سنی تشکيل می دهند. همچنين گروههايی از زرتشتيان در يزد و کرمان و ديگر شهرهای بزرگ ايران زندگی می کنند. علاوه بر مسيحيان، ارامنه، و آسوريها، گروههای يهودی، پروتستان و کاتوليک نيز در جمعيت ايران ديده می شوند. زبان اصلی اين کشور فارسی و نگارش آن با حروف عربی می باشد. ساير زبانهای معمول در ايران عبارتند از تُرکی، کُردی، اَرمنی و عربی.


اقتصاد ايران

در حدود ٪۱۰ زمينهای ايران قابل کشت و حاصلخيز می باشد. کمی بيش از ٢۰٪ فرآورده ناخالص ملی از راه کشاورزی حاصل شده و يک سوم نيروی کارگری در شغل کشاورزی استخدام می باشند. مناطق عمده توليد کننده مواد غذايی در نواحی دريای خزر و يا در دره های شمال غربی کشور قرار دارد. کشت گندم که از مهمترين محصولات بشمار می آيد بيشتر در غرب و شمال غربی کشور و برنج محصول عمده ناحيه خزر می باشد. محصولات ديگر کشور عبارتند از: جو، ذرت، پنبه، چغندر قند، چای، کنف، تنباکو، ميوه ها (از جمله مرکبات)، دانه های خوراکی و خرما. در کنار توليدات کشاورزی، دامپروری نيز در ايران متداول بوده و همچنين محصولات جنگلی از اهميت خاصی برخوردارند. جنگلهای زيادی دامنه های شمالی کوههای البرز را فرا گرفته که تحت برنامه احيای جنگلها از طرف دولت، قطع درختان در آنها به شدت کنترل می شود.

ايران از منابع طبيعی گوناگونی برخوردار است که نفت و گاز طبيعی از مهمترين آنهاست. از ميان توليد کنندگان نفت اُپک، ايران در مقام دوم و دارای بزرگترين ذخائر گاز می باشد. غير از نفت خام و تصفيه شده، صادرات عمده ديگر ايران عبارتند از: منسوجات، ميوه، دانه های خوراکی، چرم، آهن و فولاد. واردات عمده کشور عبارتند از: ماشين آلات، فلزات، جنگ افزارهای نظامی، مواد غذايی و شيميايی. همچنين کارهای دستی سنتی مانند قالی بافی، سفالگری، توليد ابريشم و جواهر سازی در اقتصاد کشور اهميت بسزايی دارند.

تاريخ، سياست و اداره کشور

می توان گفت تاريخ اسکان جمعيت در ايران به قديمی ترين دوران تمدن دنيا بر می گردد، ليکن برای دوران قبل از ورود آريايی ها سوابق چندانی در دست نيست. بعد از سقوط حکومت آشوری ها در قرن هفتم قبل از ميلاد برای اولين بار امپراطوری پارس به وجود آمد. در سال ٥٥۰ قبل از ميلاد کورش باعث شد که مادها و پارسها به هم بپيوندند و برای اولين بار ايران قدرت اعظم آسيا و خاور نزديک شد.

ايران برای مدت هزار سال غنی ترين و مقتدر ترين قدرت دنيای باستان باقی ماند. با وجوديکه امپراطوری های مختلف از جمله سلسله هخامنشی، سلوسيد های يونان، پارتها و ساسانيان، پی در پی بر ايران حکومت کردند اقتدار ايران همچنان ادامه پيدا کرد. دوران عصر تمدن باستانی که در طول مدت آن زبان فارسی نيز برای کشور اختيار شد، با غلبه اعراب در اواسط قرن هفتم ميلادی به پايان رسيد. تاريخ سيزده قرن گذشته ايران با ورود تمدن اسلامی جديد متمايز گرديده.

در عين حال، دوران طولانی حکومت اسلامی نيز خالی از تلاطم نبوده است. در زمان سلسله عباسی که بغداد مرکز امپراطوری بود سلجوقی های تُرک به نام خلفای عباسی بر ايران فرمانروائی می کردند و اين حکومت تا قرن سيزدهم ميلادی ادامه داشت. بعد از ورود مغولها با وجود اينکه ثروت کشور توسط چنگيز و تيمورلنگ تاراج می شد فرهنگ ايران و ادبيات و اشعار آن نشو و نما کرده و نفوذ آن تا هندوستان گسترش پيدا کرد. مردم ايران تقريباً به مدت سه قرن از آشوب و تلاطم رنج بردند تا اينکه ترکمن های صفوی کشور را متحد ساخته و امپراطوری پارس را در سال ۱٥۰٢ باری ديگر بر قرار کردند.

دربار شاه عباس در اصفهان (-۱۶٢۹ ۱٥۸٧) از نظر شکوه و عظمت با دو امپراطوری بزرگ اسلامی ديگر آن زمان يعنی دربار سليمان پاشا در استانبول و دربار اکبر شاه در دهلی برابری می کرد. سلطنت سلسله صفوی با حمله افغان ها به ايران خاتمه پذيرفت. پس از آن برای مدت کوتاهی دودمان زند بر اوضاع بی نظم و درهم ريخته ايران حکومت کردند، تا اينکه نادرشاه به فرمانروائی صفويه خاتمه داد و قدرت ايران را تا نواحی شمالی هندوستان گسترش داد. سلطنت نادرشاه هم چندان طولی نکشيد و او به دست يکی از سربازانش به قتل رسيد. پس از آن از سال ۱۷۷۹ دوره ۱٥۰ ساله حکومت تُرک های قاجاريه آغاز شد تا اينکه در سال ۱۹۰۶ نهضت انقلابی مشروطه طلبان آنان را برانداخت. اما اين حکومت مشروطه زياد دوام نياورد و در سال ۱۹٢٥ يکی از افسران ارتش به نام رضا خان قدرت را به دست گرفت. در مدت ٥۴ سال بعد، اگر چه فرمانروائی او و پسرش محمد رضا اسماً و ظاهراً ادامه سلطنت مشروطه بود، ولی عملاً قدرت واقعی کاملاً در دست شاه متمرکز بود، البته به جز دو دوره فترت کوتاه؛ يکی در زمان جنگ جهانی دوم که متفقين در سال ۱۹۴۱ رضا خان را برانداختند و پسرش را جانشين او کردند و ديگری بين سالهای ۱۹٥۱ تا ۱۹٥٣ که دولت ملی دکتر مصدق بر سر کار بود. در اوايل سال ۱۹٧۹ يک نهضت انقلابی به رهبری علمای اسلامی با هدايت آيت الله خمينی سلطنت را برانداختند و در ماه آوريل ۱۹٧۹ حکومت جمهوری اسلامی ايران با قانون اساسی جديد رسماً اعلام شد.

در دهه سال ۱۹۳۰ سيستم اداری مدرن کم کم وارد کشور و شروع به کار کرد. پيش از آن در طول امپراطوری های معدود کوتاه مدت (ولی ظاهراً با ثبات)، مراکز قدرت دائماً تابع هوی و هوس های فرمانروای وقت بود. وضع جغرافيائی کوه ها و وسعت فضای خالی از سکنه کشور شرايط مساعدی را برای تشکيل گروههای مختلفی از هر قوم و ناحيه، که هر يک برای خود روش خاص زندگی جداگانه ای را در پيش گرفته بودند، بوجود آورده بود. تقريباً يک چهارم جمعيت ايران دارای زندگی صحرا نشينی و ايلاتی و تابع تغذيه و چرای دامهای خود بودند. در سال ۱۹۰۰ تنها خصيصه مدرن ايران وجود سيستم کارآمد پست و تلگراف بود و هيچ يک از سازمانهای ديگر مانند حمل و نقل، نيرو و يا ارتباطات که برای سازمان دولت مرکزی لازم بود تأسيس نگرديده بود. در تهران فقط يک مدرسه متوسطه داير بود. در آن زمان وظيفه دولت به جمع آوری ماليات و حقوق گمرکی برای مسائل امنيتی و دفاع و اداره نيروی نظامی و پليس خلاصه می گرديد. درست بعد از سال ۱۹٣۰ بود که تشکيلات جديد دولتی تأسيس شد تا با توسعه و پيشرفت، احتياجات کشور از طريق کنترل امور مالی و تأمين هزينه برای سازمان های عمومی و آموزش و پرورش مدرن، بهداشت و ترويج احداث صنايع و تشويق به شرکت در امور بازرگانی پايه گزاری شود. همزمان با اين دوران ذخائر عظيم نفت ايران به مقياس وسيعی اکتشاف و توسعه يافت که خود نيز منبع مهمی برای سرمايه گزاری ملی گرديد.

در حال حاضر شکل اداری دولت ايران به صورت يک سيستم کنترل مرکزی بسيار قوی می باشد. کشور ايران دارای ۳۰ استان می باشد که هر يک از استان ها به نوبه خود به ۱۹٥ فرمانداری، ٥۰۰۱ بخش، ۴۹۶ شهرستان و ۱٥۸۱ دهکده تقسيم شده است.

قانون اساسی جديد ايران در سال ۱۹۸۹ اصلاح شد تا تسهيلاتی برای هماهنگی سازمان های اداری در آن گنجانده شود و در سال ۱۹۸۰، يعنی يکسال بعد از انقلاب اسلامی، برای تأييد قانون اساسی جديد به آراء عمومی مراجعه شد. از خصوصيات عمده قانون اساسی جديد اين بود که کشور تحت اصول اسلامی و رهبری ولايت فقيه اداره شود. ولايت فقيه می تواند يا فقط از يک رهبر که صلا حيت او از جانب اکثريت مردم تأييد شده باشد (که در آن زمان امام خمينی بود) تشکيل شود و يا از مجموع سه تا پنج نفر که توسط شورای برگزيده کارشناسان اسلامی انتخاب شده باشند. از جمله وظائف ولايت فقيه انتخاب شش عضو حقوق دان اسلامی شورای نگهبان می باشد، (شش عضو ديگر اين شورا از طرف مجلس انتخاب ميشوند). اين شورا وظيفه دارد تا قوانينی را که به تصويب مجلس می رسد بررسی و صحت و اعتبار آنها را از نظر مبانی اسلامی و برابری با قانون اساسی تأييد نمايد. از جمله ديگر وظايف ولايت فقيه انتصاب رئيس قوه قضائيه، انتخاب فرمانده نيروهای مسلح، انتخاب اعضای شورای تشخيص مصلحت نظام، تعيين شورای عالی امنيت ملی کشور و تعيين شورای عالی دفاع می باشد. همچنين انتصاب رئيس جمهور نيز که با مراجعه به آراء عمومی انتخاب می شود در نهايت بايد به تأييد ولايت فقيه رسيده شود. ولايت فقيه با مشورت شورای تشخيص مصلحت نظام سياست کلی کشور را تعيين و مشخص ساخته و بر اجرای صحيح آنها نظارت دقيق دارد. مهمتر از همه اينکه ولايت فقيه مرجع عالی و نهايی تمامی اختلاف نظر ها و مباحث قانون گزاری می باشد و کنترل انتصاب تمام مقامات دولتی و يا بر کنار کردن آنها (حتی مقام رياست جمهوری کشور) در اختيار و قدرت اوست.

مجلس ايران دارای ٢۷۰ عضو است که هر کدام برای يک دوره چهار ساله انتخاب می شوند . دولت ايران متشکل از رئيس جمهور و ٢۳ نفر اعضای کابينه می باشد. وظيفه اساسی رئيس جمهور رهبری و هدايت شاخه اجرايی دولت است. همچنين نامزد کردن اعضای کابينه برای تأييد و تصويب مجلس بر عهده او می باشد. تمام قوانينی که از مجلس می گذرد بايد از طرف شورای نگهبان بررسی شود. در مواردی که بين مجلس و شورای نگهبان عدم توافق باشد برای تصميم نهايی به شورای تشخيص مصلحت نظام رجوع می شود.

پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۹٧۹ تعدادی سازمانها و تشکيلات انقلابی به وجود آمد. از جمله اين سازمان ها گروه داوطلبان بسيج، دادگاه های انقلابی، پاسداران انقلاب اسلامی، بنياد مستضعفين و جانبازان، بنياد شهيد و بنياد مسکن را می توان نام برد. اين سازمان ها در بسيج نيرو های مردمی سهم خاصی داشتند. يکی ديگر از مؤسسات بعد از انقلاب که حائز اهميت بسيار است ايجاد شورای امامان جمعه است که در ايالات و مناطق ايران مقام نمايندگی ولايت فقيه را داشتند. مساجد و کميته های محلی سهم مهمی را در امور اداری محل و توزيع اجناس ملزومه داشتند (کميته های محلی اخيراً به وزارت کشور ملحق شده اند). در چند سال اخير گرايش بر اين بوده است تا اين مؤسسات را به داخل سازمان های اصلی دولتی انتقال دهند.

حکومت وِلايی نياز به همکاری در زمينه های فنی گوناگون بين فرماندار، مأموران ناحيه ای، امام جمعه، روحانيون محل و نمايندگان ايالتی وزارتخانه ها دارد.

بالاي صفحه
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸  ۱۴:۰۸
 

English | صفحه اول | نقطه آغاز | تماس با ما | سايتهاي مرتبط
هماهنگ كننده مقيم سازمان ملل متحد در جمهوري اسلامي ايران
كليه حقوق اين سايت محفوظ مي باشد.
- Designed By -