اردیبهشت 96 - بازدید سفیر جمهوری کره از یکی از مهمانشهر های تحت پوشش غذایی برنامه جهانی غذا واقع در استان یزد

جناب آقای سونگ هو کیم، سفیر جمهوری کره در ایران در سفری دو روزه از یکی از مهمانشهرهای تحت پوشش غذایی برنامه جهانی غذا در تاریخ 20 الی 21 اردیبهشت ماه سال جاری بازدید نمود. هدف از این سفر ایجاد فرصتی برای سفیر محترم از چگونگی بکارگیری برنامه جهانی غذا از منابع مالی دولت جمهوری کره در راستای ارائه کمک های غذایی و تحصیلی به پناهندگان آسیب پذیر بود.

کمک بی سابقه دولت جمهوری کره در سال 2016 میلادی به پروژه امداد و بازسازی (پروژه 200310) برنامه جهانی غذا برای کمک به 30 هزار پناهنده افغان و عراقی ساکن 20 مهمانشهر سراسر ایران، این کشور را به بزرگترین اهدا کننده مبدل ساخت.

طی این بازدید دو روزه، جناب آقای سونگ هو کیم، سفیر جمهوری کره  و هیئت همراهشان  با استاندار یزد، فرماندار تفت و مدیر کل اداره امور اتباع و مهاجرین خارجی این استان دیدار نمودند.

در مهمانشهر انصار جناب سفیر ازمنازل پناهندگان دیدار و با آنها گفتگو کردند. ایشان همچنین موفق به بازدید از دبستان مهمانشهر شده و به دیدار مسئولین مدرسه  و دختران دانش آموزی که بسته های روغن تشویقی تحصیلی دریافت می کنند رفتند.

در انبار مواد غذایی برنامه جهانی غذا در مهمانشهر تفت، سفیر جمهوری کره به صورت نمادین به خانواده ای شش نفره  به عنوان نماینده ی جامعه پناهنده بسته ای از پاستا اهدا نموند.

همچنین در طی این سفر ایشان از کارخانه آرد یزد جایی که با کمک مالی جمهوری کره آرد گندم خریداری، کیسه گیری و به تمام مهمانشهرها ی تحت پوشش غذایی برنامه جهانی غذا ارسال می شود بازدیدی داشتند.

برنامه جهانی غذا تا به امروز با مبلغ اهدایی دولت جمهوری کره به خرید 1،162 تن غلات ، 153 تن روغن گیاهی غنی شده ، 69 تن شکر و 344 تن حبوبات و پروتئین سویا شده است. علاوه بر این اقلام برنامه جهانی غذا در نظر دارد به میزان 2،722 تن مواد مختلف غذایی را تا پایان سال 2017 میلادی خریداری نماید.

جناب سفیر، در طول یک ضیافت شام به میزبانی استاندار یزد، سخاوت دولت و مردم ایران بخاطر میزبانی پناهندگان برای سال های بسیاری را ستود و گفت: " یزد شهر تاریخ، تدبیر و روحانیت است. یکی از باستانی ترین شهرها ست همانطور که ذکاوتمندانه به طراحی بادگیرها پرداخته و با صبر و همدلی پذیرای مهاجرین زیادی است. شما قطعا روزی اجر این سخاوتمندی و مهمان نوازی در پذیرایی از پناهندگان را دریافت خواهید کرد چرا که با سرمایه گذاری بر انسان ها آینده ی 100 ساله ای را رقم خواهید زد. در میان مهاجرینی که ساکن این استان هستند مطمئنا افرادی هستند که می توانند به چهره برجسته ای تبدیل شده و سهمی در پیشرفت  ایران داشته باشند همانطور که رییس جمهور جدید جمهوری کره، آقای مون 60 سال پیش یک پناهنده بود."

نگار گرامی، نماینده برنامه جهانی غذا در ایران همچنین از کمک دولت جمهوری کره قدردانی کرده و گفت: تخصیص چنین کمک سخاوتمندانه ای به برنامه جهانی غذا در ایران و در اولویت قرار دادن  این پروژه برای ما بسیار ارزشمند است. ما از سخاوت مردم و دولت جمهوری کره سپاسگزاریم و امیدواریم حمایت هایشان را  از برنامه جهانی غذا در سال 2018 و سال های آتی ادامه دهند.

Read more...

16 May 2017 - "The Ambassador of the Republic of Korea (RoK) to Iran visited one of the settlements under WFP assistance in Yazd"

  • Published in Other

The Ambassador of the Republic of Korea (RoK) to Iran, H.E. Kim, Seung-Ho, visited one of the settlements under WFP assistance on 10 and 11 May 2017. The visit to Ansar settlement in Taft in the province of Yazd was organized to give an opportunity to the Ambassador to see first- hand how WFP utilized funds received from the RoK to provide food assistance and education support to vulnerable refugees. In 2016, RoK made an unprecedented contribution of 4 million dollars to WFP in Iran, becoming the largest donor to the Protracted Relief and Recovery Project PRRO 200310 for 30,000 Afghan and Iraqi refugees residing in 20 settlements all across Iran.

During the two day visit to the province, Ambassador Kim, Seung-Ho and accompanying delegation met with Yazd Governor General, Taft Governor and the Director General of Yazd Bureau for Alien and Foreign Immigrants Affairs (BAFIA) who is the counterpart and implementing partner for WFP. 

In Ansar settlement, the Ambassador had a chance to visit refugee homes, talk to the refugees, visit the primary school and meet with the school principal and school girls who receive education incentive from WFP.

At the WFP warehouse, the ambassador handed over a symbolic pack of Pasta to a family of six, who were representing the refugee community.

The Ambassador also visited a milling factory in Yazd where wheat flour purchased with the contribution of RoK was bagged and delivered to all settlements under WFP assistance.

With the Rok contribution WFP has purchased to date 1162 mt cereals, 153 mt fortified vegetable oil, 69 mt sugar and 344 mt pulses and textured soya protein. Further 2,722 mt mixed commodities will be purchased with the remaining funds until end of 2017.

The Ambassador, during a dinner hosted by the Governor General of Yazd province, praised the generosity of Iranian government and people for hosting refugees for many years and said: " Yazd is the city of history, wisdom and spirituality, since it is one of the most ancient city and wise enough to catch wind, and most of all tolerant enough, sympathetic enough to receive refugees in a large number.

The generosity and hospitality of taking care of refugees will be paid back and rewarded. Because you must invest in people if you want prepare next 100 years. And among refugees taken care of in Yazd, someone will grow into a big figure to contribute Iranian development, just like the new Korean President Moon as he used to be a refugee 60 years ago."

WFP Representative in Iran, Negar Gerami, also expressed her deep appreciation for the ROK contribution saying: The earmarking of such a generous contribution to our project in Iran at a time of many competing priorities is extremely valuable to us. We are humbled by the generosity and hope the People and Government of Republic of Korea will continue to support WFP in 2018 and beyond.

Read more...

اردیبهشت 96 - گفت‌ وگو با نگار گرامی، نماینده برنامه جهانی غذا در ایران با خبرگزاری کشاورزی ایران، ایانا

خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) - صبا نائلی:

نگار گرامی متولد ۱۳۴۵ در تهران و دارای مدرک فوق لیسانس ادبیات و زبان شناسی آلمانی و انگلیسی از دانشگاه کلن آلمان است. گرامی در چند سازمان بین‌المللی بشردوستانه (ICRI وHelp Age International) در امور پناهندگان به عنوان مدیر پروژه فعالیت داشت. او از سال ۱۳۷۸ تاکنون در برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد در ایران مشغول به فعالیت است و در سال ۱۳۸۵ به عنوان معاون و جانشین نماینده برنامه جهانی غذا در ایران انتخاب شد و از سال ۱۳۸۷ تاکنون مدیریت دفتر را به عهده گرفته است.

وی دارای تجربه فراوان در امور بشردوستانه و مسائل مربوط به پناهندگان است و علاوه بر چاپ مقاله درخصوص وضعیت زنان و کودکان پناهنده در نشریه بین‌المللی Forced Migration چاپ آکسفورد (سال۱۳۷۷) ، دردانشگاه York در تورنتو، کانادا نیز به عنوان سخنران میهمان درخصوص مهاجرت و مسائل برخواسته از آن شرکت فعال داشته است (سال ۱۳۸۵).

گرامی در بحران افغانستان با معرفی و استفاده از بنادر مختلف کشور نظیر بندرعباس، امام خمینی و چابهار موفق به ارسال بیش از ۱۴۰هزار تن مواد غذایی از طریق خاک جمهوری اسلامی ایران به افغانستان شد و ایران را به عنوان کریدور ارسال کمک‌های بشردوستانه برای برنامه جهانی غذا به ثبت رساند. وی در بلایای طبیعی چند سال اخیر کشور مانند سیل گلستان، زلزله قزوین و زلزله ویرانگر بم هماهنگ‌کننده کمک‌های برنامه جهانی غذا در بحران (Emergency Coordinator) بود و عهده‌دار مدیریت پروژه‌های امدادرسانی مواد غذایی در مقاطع نیاز و برای مناطق آسیب‌دیده بوده است. گرامی نخستین نماینده داخلی برنامه جهانی غذا است که به سمت ریاست دفتر این سازمان در ایران منصوب شده است، گفت و گو با او از نظرتان می گذرد.

لطفاً در ابتدا توضیحاتی درباره برنامه جهانی غذا سازمان مللمتحد یا (WFP) بدهید تا خوانندگان ما با این آژانس و فعالیت‌هایش آشنا شوند؟

برنامه جهانی غذا بزرگ‌ترین آژانس بشردوستانه سازمان ملل متحد در دنیا است. سازمان ملل متحد آژانس‌هایی تخصصی دارد که در زمینه‌های مختلفی فعال هستند. کار برنامه جهانی غذا امداد غذایی است و بازوی اجرایی امداد غذایی سازمان ملل متحد است. این آژانس در سال ۱۹۶۲ تاسیس شده است و از آن زمان تا به امروز به افراد نیازمند در سرتاسر دنیا کمک غذایی می‌کند. برنامه جهانی غذا در ۸۰ کشور حضور دارد و حدود ۸۰ میلیون نفر را هم تحت پوشش خود دارد.

برنامه جهانی غذا حدود ۳۰ سال پیش در ایران شروع به کار کرد. این آژانس در قبل از انقلاب در ایران حضور داشت و آن زمان در زمینه توسعه، تغذیه مادر و کودک، کار می‌کرد، ولی زمان انقلاب دفتر این آژانس در ایران تعطیل شد و مجدداً ۳۰ سال پیش هم‌زمان با اولین موج پناهدگان از افغانستان که پس از هجوم شوروی وارد ایران شده بودند، به درخواست دولت برای رساندن امداد غذایی به پناهندگان افغانستانی در ایران فعال شد. کمی بعد از آن و در زمان جنگ خلیج فارس در دهه ۹۰ میلادی موجی از پناهندگان عراقی که عمدتاً شیعیان عراقی بودند از جنوب ایران وارد کشور شدند. پس از آن مجدداً در زمان جنگ طالبان موج دیگری از پناهندگان افغانستانی را داشتیم و بعد از آن هم صدام به مناطق کردنشین عراق حمله کرد که باعث مهاجرت عده‌ای از کردهای عراقی به ایران شد.

ما در این ۳۰ سال به این پناهندگان کمک غذایی ارائه می‌دهیم. در حال حاضر با یک دفتر ۱۵نفره در ایران حضور داریم. سبد غذایی ما شامل آرد، برنج، روغن، حبوبات و شکر است. زمانی نزدیک به ۲ میلیون نفر تحت پوشش ما بودند، ولی الان ۳۰ هزار نفر از مستمندترین و آسیب‌پذیرترین پناهندگان را تحت پوشش داریم. این پناهندگان ساکن ۲۰ مهمان شهر در ۱۳ استان کشور هستند.

علت کاهش تعداد پناهندگانی که تحت پوشش برنامه جهانی غذا هستند از ۲میلیون نفر به ۳۰هزار نفر چیست؟

الان حدود یک میلیون نفر افغانستانی در ایران کارت آمایش دارند و هر سال طی فرآیندی ثبت‌نام و به آن‌ها کارت اقامت داده می‌شود. اما الزاماً تمام این یک میلیون نفر به کمک غذایی نیازی ندارند. آن‌هایی که مستمند هستند و در مهمانشهرها زندگی می‌کنند به این کمک غذایی نیاز دارند. از ویژگی‌های مهمان‌شهرها این است که اسکان در آن جا رایگان است و معمولاً فرصت زندگی در مهمانشهرها به کسانی داده می‌شود که استطاعت مالی برای زندگی در خارج از مهمان شهر را نداشته باشند.

عمدتاً کسانی که داخل مهمان شهرها از ما کمک غذایی می‌گیرند یا زنان سرپرست خانوار هستند یا خانوارهایی‌اند که تنها یک نان‌آور دارند. جمعیت خانواده‌ها  زیاد است و معمولاً از پنج نفر به بالاست و درآمد یک نان‌آور کفاف زندگی آن‌ها را نمی‌دهد. همچنین خانواده‌هایی که عضوی با بیماری مزمن دارند، مانند تالاسمی،  بیماری‌های کلیوی یا قلبی که بخشی از درآمدشان صرف دارو می‌شود و نیازهای دارویی و درمانی مستمر دارند همچنین خانواده‌هایی که سالمند یا کودک صغیر دارند هم تحت پوشش ما هستند.

در کل اگر خانواده‌ای نان‌آور نداشته باشد، معمولاً نمی‌تواند از پس هزینه زندگی برآید و در این جور مواقع معمولاً هزینه غذاست که کاهش می‌یابد یا قطع می‌شود و عادت‌های غذایی بد شکل می‌گیرد، مانند حذف یک وعده غذایی یا خوردن غذای ناسالم. بنابراین ما به افراد ساکن مهمان شهرها در قالب جیره ماهیانه کمک غذایی می‌کنیم.

برنامه جهانی غذا با چه چالش‌هایی در ایران مواجه است؟ آیا برای کار با دولت چالشی داشتید؟ برخورد مردم ایران و خود مهاجران با این آژانس چگونه بوده است؟

خوشبختانه ما در روابط مان با دولت چالشی نداریم. بدون همکاری دولت هیچ کاری پیش نمی‌رود و ما هیچ مشکلی از این لحاظ نداریم. مردم هم عمدتاً با دید مثبتی به این قضیه نگاه می‌کنند و مشکلی از رویکرد مردم در این رابطه نداشته‌ایم. خود پناهندگان هم به هر جهت افراد نیازمندی‌اند و همیشه نیاز بیشتری دارند و خیلی وقت‌ها ما به دلیل مشکلات مالی نمی‌توانیم این تقاضاها را برآورده کنیم.

مهم ترین چالش سازمان شما چیست؟

می‌توانم بگویم بزرگ‌ترین چالشی که ما با آن روبه‌رو هستیم که البته چالشی جهانی است و تنها در سطح ایران نیست، چالش جذب منابع است. ما ارگانی هستیم که ۱۰۰ درصد بودجه‌مان از کمک‌های داوطلبانه تامین می‌شود؛ ما برای اجرای هر پروژه‌ای از کشورها درخواست کمک مالی می‌کنیم و با آن کمک‌‌ها می‌توانیم پروژه‌های مان را اجرایی کنیم.

خیلی از مواقع بحران‌های طبیعی یا انسان ساز مانند جنگ، باعث دورشدن افراد از خانه و کاشانه‌شان می‌شود. در این مواقع بحث مرگ و زندگی است. بودجه ما بودجه محدودی است. در این شرایط تمرکز هزینه بودجه روی وضعیت بحرانی می‌رود.

مثال دیگر از این شرایط بحرانی درگیری‌هایی است که در منطقه ما وجود دارد، مانند بحران سوریه که بحران بسیار عظیمی است. جذب منابع برای این بحران خود داستانی دیگر است.

خوشبختانه مسئله ما در ایران مسئله مرگ و زندگی نیست، البته نه به این معنا که نیازی وجود ندارد بلکه نیاز هست و کمک ما هم کمک بسیار به جایی‌ست. بسیاری از ارزیابی‌ها در دفعات مختلف بر روی مفید بودن کمک غذایی به پناهندگان ساکن ایران صحه گذاشته است و نشان داده است که این بودجه صرف موارد درستی می‌شود. اما جذب منابع در زمانی که بحران‌های شدیدی وجود دارد کار سخت‌تری است.

اخیراً کشور کره جنوبی ۴ میلیون دلار به برنامه جهانی غذا در ایران کمک کرده است. جذب این منبع به چه صورت بود و چطور این کشور تصمیم گرفت این بودجه را در اختیار برنامه جهانی غذا در ایران قرار دهد؟

این کمک کره کمک بسیار سخاوتمندانه‌ای بود که بودجه کل سال ما را تامین کرد. البته کشورهای دیگری هم به ما کمک می‌کنند، مثلاً دولت آلمان مستمراً به ما کمک می‌کند. می‌توانم بگویم که حداقل طی چهار پنج سال اخیر دولت آلمان به ما کمک کرده است که این کمک هر سال هم افزایش داشته است. آلمان در ابتدا، ۸۰۰ هزار یورو به ما کمک کرد و سپس این کمک به یک تا ۲ میلیون یورو رسید. این متداوم‌ بودن کمک هم برای ما بسیار با ارزش است چراکه غذا نیاز روزمره انسان است و کمک غذایی باید مستمر باشد.

درباره کمک دولت کره جنوبی به ایران باید بگویم طی رایزنی‌هایی که من با سفیر کره داشتم با پروپوزال نیازهای مان را برای آن‌ها تعریف کردیم. به آن‌ها اطمینان خاطر دادیم که ما هزینه بالاسری کمی داریم، ما از معدود آژانس‌هایی هستیم که با ۹۳ درصد از مبلغی که جذب کرده‌ایم مستقیماً مواد غذایی تهیه می‌کنیم و تنها ۷ درصد هزینه بالاسری داریم. آن‌ها را مطمئن ساختیم که مواد غذایی در زمان درست، با کیفیت و کمیت درست به افراد نیازمند می‌رسد و خود ما هم این روند را تحت نظر داریم. البته روابطی که با دولت ایران داریم و کمک‌هایی که از دولت می‌گیریم نیز باعث جلب اطمینان آن‌ها شد. این کمک‌ها پولی است کشورها از محل مالیات مردمشان برای کارهای توسعه‌ای تخصیص داده‌اند و ما با اطمینان‌دادن به آن‌ها که این پول در محل درستی خرج می‌شود کمک آن‌ها را جلب می‌کنیم.

این کمک دغدغه بسیار بزرگی را رفع کرد و ما مطمئن شدیم که حداقل بودجه سال ۲۰۱۷ خود را تامین کرده‌ایم و می‌دانیم که اگر مشکل لجستیکی پیش نیاید می‌توانیم زنجیره غذایی خود را مستمراً داشته باشیم.

مرکز برنامه جهانی غذا چگونه به کشورها بودجه تخصیص می‌دهد؟

سیستم برنامه جهانی غذا به گونه‌ای است که کشور اهدا کننده می‌تواند تعیین کند که پول اهدایی‌اش کجا خرج شود.ما به این حالت directed donation یا اهدا هدفمند می‌گوییم. عمده  کشورهای اهداکننده به همین صورت هدفمند کمک می‌کنند. مقداری منابع خیلی محدودی  داریم که کشورهای اسکاندیناوی آن را تامین می‌کنند. آن‌ها پول را به مرکز برنامه جهانی غذا می‌دهند و از آن‌ها می‌خواهند که پول را در جایی که خیلی نیاز است خرج کنند. ما به این نوع کمک که البته محدود است، می‌گوییم کمک تعیین‌نشده به این معنا که کشور اهداکننده تعیین نکند که می‌خواهد پولی که داده، کجا خرج شود. اگر ما نتوانیم خودمان جذب منابع کنیم، مجبور هستیم که از همان منبع کمک‌های تعیین‌نشده استفاده کنیم. این نوع کمک‌ها معمولاً در ابتدای یک بحران استفاده می‌شود چراکه اگر در زمان وقوع یک بحران مانند سیل و زلزله لازم باشد برای تامین منابع سراغ کشورهای اهداکننده برویم زمانی طلایی را از دست می‌دهیم و اگر ما بخواهیم از این نوع کمک بودجه خود را تامین کنیم در اولویت بعد از کمک به مناطق بحران‌زده قرار می‌گیریم. بنابراین جذب اهدا هدفمند بسیار مهم است.

مسئله پناهندگی همواره با آسیب‌های اجتماعی همراه است. آیا برنامه جهانی غذا در ایران پروژه‌ای برای کاهش این آسیب‌ها داشته است؟ به طور کلی تاثیرات اجتماعی برنامه جهانی غذا در ایران چه بوده است؟

من فکر می‌کنم که ما در طی سال‌های حضورمان در ایران تاثیر بسیار مثبتی داشته‌ایم. کار ما فقط سیرکردن شکم نیست. ما از غذا به ‌عنوان ابزار توسعه‌ای هم استفاده می‌کنیم، خصوصاً برای جامعه پناهنده که همان‌طور که گفتید جامعه‌ای همراه با آسیب‌های اجتماعی است.

بگذارید مثالی از یکی از پروژه‌هایمان بزنم. بیش از ۱۰ سال است که پروژه‌ای را انجام می‌دهیم به نام پروژه روغن تشویقی برای تحصیل دختران. این پروژه را در سال ۲۰۰۰ یعنی حدود ۱۷ سال پیش آغاز کردیم. شروع این پروژه زمانی بود که ما در بازدیدهای مان از مهمانشهرها متوجه شدیم که خیلی از دختران در سن تحصیل هم در محوطه مهمانشهر هستند و به مدرسه نمی‌روند، در حالی که در آن جا مدرسه وجود داشت و خیلی از پسرها هم به مدرسه می‌رفتند. ما دلیل این اتفاق را از خانواده‌ها جویا شدیم. از آن‌ها می‌پرسیدیم که چند فرزند دارند و مثلاً می‌گفتند دو پسر و سه دختر دارند، زمانی که از آن‌ها می‌پرسیدیم که آیا بچه‌های تان به مدرسه می‌روند می‌گفتند که پسران مان به مدرسه می‌روند، اما دخترانمان نه. علت این امر را از آن‌ها جویا شدیم و پاسخ دادند که چرا باید به مدرسه بروند و مدرسه رفتن چه فایده‌ای دارد. زنان افغان خیلی به کارهای دستی خانگی اشتغال دارند مثل گلدوزی، فرش‌بافی و گلیم‌بافی.

مهاجران می‌گفتند که دختر وردست مادر می‌نشیند و حرفه‌‌ای را یاد می‌گیرد که می‌تواند با آن به درآمد خانواده کمک کند. این موضوع برای ما این پرسش را پیش آورد که اگر ما به‌گونه‌ای درآمدی را که دختر کسب می‌کند تامین کنیم، آیا این خانواده‌ها حاضرند دختران شان را به مدرسه بفرستند؟ خانواده ها گفتند که در صورت تامین این درآمد ما مشکلی برای فرستادن دختران به مدرسه نخواهیم داشت. از آن جایی که کار ما تامین غذایی است برای تامین آن درآمد پروژه‌ای را تعریف کردیم تا به ازای هر ماه حضور مستمر دختری در مدرسه یک حلب روغن به آن دختر داده شود. آخر هر ماه بر اساس جدول حضور و غیاب حضور دختران در مدرسه مشخص می‌شود و هر دختری در صورت حضور کافی یک حلب چهار کیلویی روغن دریافت می‌کند، البته الان ۴ بطری یک کیلویی روغن دریافت می‌کنند.

در زمان شروع این طرح با ارزیابی که انجام دادیم مشخص شد که ۳۰ درصد از دخترانی که در سن مدرسه بودند به مدرسه می‌رفتند. این طرح بسیار موفق بود و الان ۸۲ درصد دختران به مدرسه می‌روند؛ یعنی، تعداد دختران مدرسه‌ای بیش از دو برابر شده است. تاثیر این پروژه در درازمدت بهتر دیده می‌شود. وقتی‌که الان در بازدید از مهمان شهرها به سر کلاس‌های درس می‌رویم از بچه‌ها می‌پرسم که کلاس چندم هستند و دوست دارند در آینده چه شغلی داشته باشند. نکته جالب این است که همه آن‌ها دارای اعتماد به نفس بوده و دوست دارند تحصیل کنند و اکثرشان به شغل معلمی علاقه دارند و هدفی برای زندگی‌شان دارند. در گذشته خانواده‌ها این دختران را مجبور می‌کردند در سن پایین ازدواج کنند، اما الان به دلیل درآمدی که از رفتن دختران به مدرسه کسب می‌کنند سن ازدواج افزایش یافته است و کمتر پیش می‌آید که بخواهند دختر بچه‌ای در سن مدرسه را به عقد کسی در بیاورند. در دراز مدت این دختر توانمند زنی توانمند و مادری توانمند خواهد شد و فکر می‌کنم بتواند جامعه پناهندگی خود را تغییر دهد و این جامعه را از آسیب‌های اجتماعی زیاد حاصل از فقر، بی‌سوادی و آگاهی‌نداشتن دور کند.

الان بعد از گذشت نیم نسل تاثیر کمک‌های ما دیده می‌شود، دختران توانمند شده‌‌اند، اعتماد به نفس پیدا کرده‌اند و دیگر فقط به تحصیل در مقطع ابتدایی اکتفا نمی‌کنند. به درخواست خود جامعه پناهندگان و موافقت دولت ما این پروژه را در مقطع متوسطه هم اجرا کردیم و الان دخترانی را داریم که در سطح متوسطه تحصیل می‌کنند یا دیپلم می‌گیرند. مشکلی که ما در این زمینه داشتیم این بود که در داخل مهمانشهرها اکثراً مدرسه دخترانه متوسطه نیست و خیلی از دخترها باید برای ادامه تحصیل مسافتی را طی می‌کردند و به ده یا شهر مجاور می‌رفتند، مهمان شهر هم عمدتاً در مناطق غیرشهری هستند. ما با کمیساریای عالی پناهندگان صحبت کردیم و قبول کردند که برای آن‌ها سرویس بگذارند و هزینه‌اش را پرداخت کنند و ما هم پول روغن تشویقی را می‌دهیم. بنابراین، این دختران به خارج از مهمان‌شهر می‌روند و در مدرسه متوسطه تحصیل می‌کنند و دیپلم می‌گیرند و امیدواریم در آینده هر یک فردی مسمر ثمر برای جامعه پناهندگان باشند.

این نکته را هم بگویم که ایران تنها کشوری است که در آن کمک تحصیلی دختران در مقاطع تحصیلی بالاتر از ابتدایی انجام می‌شود. این نوع کمک در کشورهایی که آن را انجام می‌دهند معمولاً محدود به مقطع ابتدایی است تا فرد صرفاً سواد داشته باشد.

در همه مهمان‌شهرها این پروژه به مقطع متوسطه تعمیم یافته است؟

بله. هر جایی که دختری تحصیل در مقطع ابتدایی را تمام کرده باشد و بخواهد در مقطع متوسطه تحصیل کند، این پروژه اجرا می‌شود.

برای انجام امور داخل مهمان شهرها مانند توزیع مواد غذایی از چه افرادی استفاده می‌کنید؟ آیا نیروهای خودتان در آن جا این امور را بر عهده دارند یا پناهندگان هم می‌توانند برای انجام این امور برای شما کار کنند؟

شریک اجرایی ما اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور هست. این اداره در هر استان‌ دفتر دارد و کارمندان این دفاتر هستند که مدیریت امور مهمان شهرها را بر عهده دارند. در هر مهمان شهر هم انباری وجود دارد که مواد غذایی ما در آن جا نگهداری می‌شود و این انبار تحت کلید وزارت کشور است و ما غذایی را که تهیه کرده‌ایم در آن انبارها دپو می‌کنیم. اما برای توزیع شورای پناهندگی در داخل مهمان‌شهرها وجود دارد که متشکل از خود پناهندگان است. برای اینکه پناهندگان حس مشارکت داشته باشند و احساس کنند که در این کار دخیل‌اند شورای پناهندگی توزیع غذا را زیر نظر وزارت کشور انجام می‌دهد. شورای پناهندگی می‌داند که این غذای انبارشده مال آن‌هاست و می‌دانند که هر خانواده دقیقاً چه مقدار سهمیه دریافت می‌کند؛ ما دو نوع سهمیه داریم، سهمیه کامل و سهمیه پایه که بنا بر میزان آسیب‌دیدگی که در ابتدا برایتان توضیح دادم تخصیص داده می‌شود. در اکثر مهمانشهرها یک زن هم در شورای پناهندگان وجود دارد تا نظرات خانم‌های حاضر در اردوگاه هم شنیده شود. ما با این شورا درباره کیفیت غذا و موادی که توزیع می‌شود صحبت می‌کنیم و تا جایی که خواسته‌های شان معقول و در توان ما باشد نظرات شان را اجرایی می‌کنیم. مثلاً ما نیاز به پروتئین را با حبوبات رفع می‌کنیم و درباره نوع حبوبات با پناهندگان صحبت می‌کنیم. اوایل ما به آن‌ها لپه می‌دادیم، اما به درخواست خود پناهندگان که گفتند لپه زیاد کاربرد ندارد، عدس را جایگزین لپه کردیم.

برای تامین کربوهیدرات ما از برنج استفاده می‌کنیم و معمولاً به دلیل قیمت بالای برنج ایرانی برنج سبد غذایی‌مان را از تایلند تهیه می‌کنیم. یک برهه زمانی بود که دولت برای حمایت از تولید داخلی برنج واردات برنج خارجی را ممنوع کرد و ما نمی‌توانستیم برنجی را که لازم داریم وارد کنیم. در صحبت با خود پناهندگان و شورای پناهندگی به این نتیجه رسیدیم که ماکارونی را جایگزین برنج کنیم چراکه خود پناهندگان با میزان پولی که داشتند ماکارونی می‌خریدند. خیلی از اوقات ما با تعاملی که با شورای پناهندگی و خود پناهندگان داریم بعضی از مواد غذایی را تغییر می‌دهیم و سعی می‌کنیم آن‌ها را در تصمیم‌گیری دخیل کنیم.

آیا برنامه جهانی غذا ایران به جز کمک به پناهندگان ساکن ایران پروژه دیگری در ایران دارد؟

بله. ما در زمان بحران در ایران هم حضور داریم. برنامه جهانی غذا در همان سالی که تاسیس شد نخستین امدادرسانی که انجام داد در زلزله بویین زهرا ایران بود. یعنی سازمان برنامه جهانی غذا قبل از این که اجرایی شود مجبور شد برای امداد غذایی به ایران بیاید. خوشبختانه کشور ما، ایران، نیازی به امداد غذایی ندارد مگر در زمان بحران و در زمانی که بحران‌ها آنقدر شدید باشد که ظرفیت‌های داخلی کفاف مقابله با بحران را ندهد. آخرین حضور ما در زمان بحران در ایران به زلزله بم برمی‌گردد. زلزله بم بسیار وحشتناک بود و خرابی‌های زیادی ایجاد کرد.‌ دولت در زمان زلزله بم اعلام کرد که ما از کمک بین‌المللی استقبال می‌کنیم و این برای ما به معنی نیاز به کمک ما و مفید بودن کمکمان است. ما جزو ارگان‌هایی بودیم که در ۹۶ ساعت اول در بم حاضر شدیم. در مرحله اول یک هواپیما با بیسکوییت‌های پرانرژی از دپوی مان در رم به بم در ایران آوردیم. یک بسته از این بیسکوییت‌ها کالری لازم یک روز هر فردی را تامین می‌کند و مخصوص مواقعی است که آسیب‌دیدگان امکان تهیه غذا را ندارند. ما این بیسکوییت‌ها را با همکاری هلال‌احمر ایران بین ۱۰۰هزار نفر از زلزله‌زدگان بم توزیع کردیم. بعد از هفته اول که به افراد ساکن چادرها اجاق خوراک‌پزی داده شد ما توانستیم به جای بیسکوییت سبد غذایی‌مان را به این افراد بدهیم و برای سه ماه پروژه امداد رسانی داشتیم.

آن زمان بحران بسیار حادی بود و ما به سرعت در منطقه حضور یافتیم و تا سه ماه کمک کردیم و بعد از سه ماه که وضعیت به حالت تقریباً عادی برگشت ما از بم خارج شدیم.

در آن زمان ما کار کمک به پناهدگان را هم به موازات ادامه می‌دادیم، اما پروژه‌ای خاص برای زلزله بم تعریف کردیم و اجرا شد.

به همکاریتان با هلال‌احمر اشاره کردید. اگر امکانش هست، درباره معاهده‌ای که با هلال‌احمر دارید هم برایمان توضیح دهید.

هلال‌احمر خط اول امدادرسانی است. هلال‌احمر ایران بسیار قوی و کارآمد است و در فدراسیون جهانی هلال‌احمر و صلیب سرخ از لحاظ امکانات و تجهیزات لجستیک و نیروی انسانی مثال‌زدنی است. استان‌های معینی هستند که افراد جمعیت هلال‌احمر خیلی سریع می‌توانند برای کمک‌رسانی بیایند. ما می‌بینیم هر زمانی که کوچک‌ترین مشکلی مثل سیل یا آب گرفتگی ایجاد شود همیشه امدادرسانان هلال‌احمر حضور دارند.

بنابراین هلال‌احمر ایران ظرفیت داخلی هست که ما می‌توانیم از آن استفاده کنیم. هدف ما این است که به سریع‌ترین و درست‌ترین شکل ممکن کمک را به فرد نیازمند برسانیم. به همین خاطر هم معاهده‌ای را با هلال‌احمر داریم که اگر زمانی بحرانی به وجود بیاید و ما مواد غذایی لازم را در داخل کشور نداشته باشیم یا تهیه آن زمان‌بر باشد از ذخیره هلال‌احمر استفاده کنیم و بعداً آن را جایگزین کنیم. شریک اجرایی ما برای کمک به پناهندگان، وزارت کشور و اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی است آن‌ها هستند که کمک‌های غذایی ما را نگهداری و توزیع می‌کنند، اما شریک اجرایی‌مان در زمان بحرانی که بخواهیم در آن حضور داشته باشیم هلال‌احمر است. بیش از ۶ سال است که با هلال‌احمر قرارداد داریم و این قرارداد سالانه تمدید می‌شود. ما و هلال‌احمر از فعالیت‌های یکدیگر مطلعیم و در جلسات هم شرکت می‌کنیم و رابطه‌مان را به‌صورت تنگاتنگ با آن‌ها حفظ می‌کنیم که اگر زمانی اتفاقی افتاد سردرگم نباشیم و سریع وارد عمل شویم.

یکی از مشکلات بزرگ در ایران اسراف خیلی زیاد مواد غذایی است. آیا برنامه جهانی غذا ایران برای حل این چالش یا ایجاد توازن تولید و مصرف برنامه‌ای دارد؟

البته این مشکل فقط مختص به ایران نیست. اسراف در سراسر جهان معضل بزرگ چالش مبازه با گرسنگی است. اگر اشتباه نکنم سالانه یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تن مواد غذایی در جهان به هدر می‌رود، یا اسراف می‌شود یا خراب و آن ماده غذایی به دست کسی که به آن نیاز دارد نمی‌رسد. این موضوع به این معناست که در جهان به اندازه کافی غذا برای همه وجود دارد و می‌شود همه گرسنه‌گان را سیر کرد، ولی اشکال درست استفاده‌نکردن است. فرهنگ اسراف همه جا هست.

یادم می‌آید که در زمان قدیم وقتی قرار بود به اندازه ۱۰ نفر مهمان بیاید به اندازه ۲۰ نفر غذا تهیه می‌شد و کم‌آمدن غذا همیشه یک عیب بود برای مهمان باید زیاد غذا تهیه می‌شد. غذای اضافی هم چند روز در یخچال می‌ماند و کمی خورده می‌شد، ولی در نهایت بخشی از آن به دور ریخته می‌شد. این فرهنگ بسیار در ایران رایج بود و شاید هنوز هم تا حدودی رایج باشد. اسراف مشکلی فرهنگی در جامعه ما و خیلی از جوامع دیگر بوده و هست.

اما الان دیده می‌شود که خیلی جاها وقتی غذا به اندازه پخته می‌شود از صاحب خانه تشکر می‌کنند و می‌گویند آفرین که به اندازه غذا درست کردی و چیزی اضافه نیامده است. الان با آگاه‌سازی و دادن اطلاع درست به مردم درباره فرهنگ استفاده درست از مواد غذایی خیلی از این مسائل حل‌شدنی‌اند.

ما یک نقشه گرسنگی جهان یا Hunger Map داریم که در آن کشورها بر اساس شدت مسئله گرسنگی در آنجا رنگ‌بندی شده‌اند. رنگ‌بندی آن بسیار ساده و مانند  چراغ راهنمایی رانندگی‌ست؛ سبز، زرد و قرمز. قرمز جایی است که گرسنگی بسیار حاد است و تعداد گرسنگان خیلی زیاد است، زرد جایی است که کمی مشکل است و سبز هم جایی است که مشکل گرسنگی به‌صورت کشوری وجود ندارد. کشور ما، ایران، خوشبختانه جزو کشورهای سبز است و روی نقشه گرسنگی همتا با کشورهای اروپایی و شمال امریکاست.

آیا برنامه جهانی غذا در دیگر کشورها یا برنامه جهانی غذا مرکز برنامه‌ای برای حل این معضل دارند؟

سال ۲۰۰۰ کشورهای مختلف در سازمان ملل متحد بر سر اهداف توسعه هزاره توافق کردند، این اهداف باید تا سال ۲۰۱۵ تامین می‌شدند یا حداقل تا حد مطلوبی کشورها به آن‌ها می‌رسیدند. سپتامبر ۲۰۱۵۵ مجدداً کشورها در سازمان ملل گرد هم آمدند و عهد کردند که تا سال ۲۰۳۰ اهداف توسعه پایدار را  داشته باشند و به آن برسند. اهداف توسعه پایدار شامل ۱۷ هدف است که همه کشورها از  جمله کشور خود ما تعهد دادند برای دستیابی به آن‌ها تمام تلاش خود را بکنند. سازمان ما دو هدف از این اهداف را سرلوحه کارهایش قرار داده است. یکی از آن‌ها هدف شماره دو، "به صفر رساندن گرسنگی" است و دیگری هدف شماره ۱۷، مشارکت و همکاری است. این مشارکت می‌تواند با دولت‌ها، بخش خصوصی، اشخاص حقیقی و حقوقی باشد. ما در خیلی از کشورها در زمینه ظرفیت‌سازی دولت‌ها یا capacity building فعالیت می‌کنیم. این فعالیت به چه معناست؟ یعنی ما با دانشگاه‌ها و اشخاص علمی چه در دانشگاه‌ها چه در دولت پروژه‌هایی را تعریف می‌کنیم که روی موضوعات مختلفی کار و فرهنگ سازی کنند، مثلاً روی موضوع ریزمغذی‌ها کار کنند. ما با این پروژه‌ها دولت‌ها را توانمند می‌کنیم که در این زمینه‌ها فعالیت داشته باشند. ما بخشی در دفتر مرکزی‌مان داریم به نام VAM Unit یا Vulnerability Assessment Mapping. این واحد مناطق آسیب‌پذیر، از نظر تغذیه، را مشخص و کدگذاری می‌کند. این کار با سیستم کامپیوتری خیلی قوی انجام می‌شود که مسائلی مانند توپوگرافی و میزان تولید مواد غذایی را در نظر می‌گیرد. خوشبختانه ایران در این زمینه نیازی به کمک برنامه جهانی غذا ندارد. هم وزارت جهاد کشاورزی و هم وزارت بهداشت و درمان در این زمینه بسیار قوی و فعال هستند. بگذارید مثالی در این خصوص بزنم، در خیلی از اوقات آردی که در کشور ما تولید و توزیع می‌شود بسته به استان دریافت‌کننده و مصرف‌کننده آرد، غنی‌سازی می‌شود. این به چه معناست؟ یعنی آرد استانی را که مثلاً در آن مشکل ریزمغذی‌ها در بین مردم وجود دارد غنی‌سازی می‌کنند و مردم آن استان با مصرف نان پخت‌شده با آن آرد از ریزمغذی‌هایی که به آن نیاز دارند بهره می‌برند. سازمان ما باید از غنی‌سازی‌شدن موادی که می‌خرند در خیلی از کشورها اطمینان حاصل کنند. ایران از جمله کشورهایی است که ما آرد مورد نیازمان را از داخل تهیه می‌کنیم چراکه می‌دانیم آرد استان‌هایی که در آنجا نیاز به غنی‌سازی وجود دارد غنی‌سازی‌شده است.

سازمان ما روغن را هم با آهن و دیگر مواد لازم غنی‌سازی‌می‌کند. اما در ایران بیشتر روغن‌ها غنی‌سازی شده است. کشور ما کشوری است که در این زمینه بسیار فعالیت کرده است و دانش بسیار خوب و به روزی هم در این زمینه دارد و نیازی نیست که ما در ایران پروژه‌ای را تدوین کنیم و این ظرفیت‌سازی را برای دولت ایجاد کنیم.

 

Read more...

فروردین 96 - گفتگوی اختصاصی نگار گرامی، نماینده برنامه جهانی غذا در ایران، با روزنامه ایران

فریبا خان احمدی

نزدیک به 29 سال است ایران پذیرای پناهندگان افغان و عراق است. نخستین موج پناهجویان افغان در نتیجه اشغال اتحاد جماهیر شوروی در سال 1972 و دومین سیل پناهندگان هم در جریان حکومت طالبان در سال 1373 به ایران سرازیر شدند. پناهندگان عراقی نیز در جریان درگیری‌های مختلف در عراق به شمال غرب ایران گریختند. حالا طبق گزارش‌های سازمان ملل، ایران دارای ششمین جمعیت پناهجو در جهان است. در حال حاضر بیش از یک میلیون پناهنده در ایران زندگی می‌کنند که 3 درصدشان در شهرهایی سکونت دارند که با بحران تأمین غذا و امنیت غذایی مواجهند. بیکاری، زاد و ولد زیاد و خانواده‌های بزرگ، بیماری و افزایش سالمند شدن جمعیت پناهجوهایی که 30 سال پیش وارد کشور شده‌اند همه و همه معیشت پناهنده‌ها را با مشکل همراه ساخته است. در میان پناهنده‌هایی که در گوشه و کنار شهر می‌بینیم هستند کسانی که گذران زندگی‌شان به کمک‌های داوطلبانه دولت‌ها و مردم بسته است. پایان گرسنگی کودکان، زنان و سالمندان، مقابله با کمبود ریزمغذی‌ها و کاهش گرسنگی مزمن همان کاری است که برنامه جهانی غذا از سوی سازمان ملل، در کشور ما هم انجام می‌دهد. نگار گرامی نماینده برنامه جهانی غذا در سازمان ملل متحدد در ایران در گفت‌و‌گو با روزنامه ایران می‌گوید: 30 هزار پناهنده افغان که در 19 «میهمان شهر» ساکن‌اند با بحران امنیت غذایی روبه‌رو هستند. برنامه جهانی غذا با کمک داوطلبانه دولت‌ها و مردم برای هر فرد پناهنده در مجموع 16 کیلو برنج، حبوبات و آرد در ماه فراهم می‌کند. گفت‌و‌گوی ما را با او در زیر می‌خوانید:

ریشه کن کردن گرسنگی و سوء تغذیه از جمله اهداف اصلی برنامه جهانی غذا است؛ بفرمایید برنامه جهانی غذا در ایران چه رویکردی را دنبال می‌کند آیا جامعه هدف‌تان رفع گرسنگی بین کودکان است و اینکه بطور کلی غذا بین چه کسانی توزیع می‌شود؟
برنامه جهانی غذا به درستی رسالتش در سطح جهان به صفر رساندن گرسنگی است و به هر فرد گرسنه‌ای که نیازمند باشد کمک غذایی ارائه می‌دهد و سعی می‌کند نیازها و مایحتاج تغذیه‌ای افرادی را که با مشکل گرسنگی دست و پنجه نرم می‌کنند رفع کند. در ایران رسالت ما پناهنده‌ها هستند یعنی در شرایط فعلی و طی 30 سال اخیر منحصراً پناهنده‌های افغان و عراق که به ایران پناه آورده‌اند و در میهمان شهرهایی که توسط اداره اتباع کشور اداره می‌شوند، مستقر شده‌اند، کمک غذایی دریافت می‌کنند. در واقع پناهنده‌ها کمک‌های غیرغذایی را از کمیساریای عالی امور پناهندگان و کمک غذایی را از  WFP(شاخه کمک غذایی سازمان ملل متحد) دریافت می‌کنند. البته در شرایط بحران که مردم کشور هم نیاز داشته باشند ما حضور داریم و به آنها کمک می‌کنیم. مثلاً در زلزله بم ما جزو نخستین گروهی بودیم که در محل حضور داشتیم و کمک‌های جامعه جهانی را به زلزله زدگان ارائه می‌کردیم. تمام دولت‌ها نیازهای غذایی را به WFP می‌دادند که به ایران بفرستیم. کمک غذایی را مدت 3 ماه به بازماندگان زلزله بم ارائه دادیم. ولی در حالت عادی کشور ما کشوری نیست که مردم با گرسنگی دست و پنجه نرم کنند. ما یک نقشه گرسنگی جهانی داریم که اطلاعات کامل کشورها بر اساس شدت مسأله گرسنگی با رنگ‌های قرمز، زرد و سبز رنگ‌بندی شده‌اند. با این رنگ‌بندی تعداد گرسنگانی  را که در کشور وجود دارند مشخص کردیم. وقتی نگاه می‌کنیم ایران جزو کشورهای سبز است نه اینکه مشکل گرسنگی و تغذیه‌ای در آن نباشد ولی مشکل مهمی نیست که نیاز به کمک بین‌المللی داشته باشد یعنی دولت در توانش است که مشکل گرسنگی ملتش را حل کند.


یعنی پروتکل‌های سازمان ملل در شاخه برنامه جهانی غذا فقط کمک غذایی به پناهنده‌ها است؟
کشورهایی که نیاز به کمک WFP دارند عمدتاً کشورهای توسعه نیافته‌اند. ایران جزو کشورهای در حال توسعه است چون درآمد نفتی بالایی دارد. با شاخصه‌هایی که ما داریم و یک کشور را نیازمند به کمک‌های بین‌المللی می‌کند خوشبختانه ایران شامل این برنامه‌ها نمی‌شود.


جامعه هدف‌تان عامه مردم است یا فقط گروه خاصی را پوشش می‌دهید؟
کسانی که آسیب پذیر باشند. کودکان و زنان معمولاً آسیب پذیرترند و بیشتر با این مشکل درگیرند اما در حالت کل تمایزی قائل نمی‌شویم.


شما وضعیت دسترسی به غذا از سوی پناهنده‌ها را در ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آمار دارید چه تعداد این پناهنده‌ها گرسنه‌اند؟
جامعه هدف ما 30 هزار پناهنده افغان و عراقی‌اند که در 19 میهمان شهر حضور دارند. ما بصورت مرتب از میهمان شهرها بازدید می‌کنیم و هر دو سال یک بار وضعیت معیشتی و غذایی‌شان را ارزیابی می‌کنیم که به آن امنیت غذایی یعنی دسترسی کافی در زمان مناسب به غذا می‌گویند. ما با همراهی وزارت کشور که عهده دار این قضیه است یکسری ارزیابی‌هایی درباره امنیت غذایی پناهنده‌ها به عمل می‌آوریم. برای مثال سؤالاتی از قبیل اینکه چقدر درآمد دارند و چقدر از درآمدشان را صرف مواد غذایی می‌کنند؟از آنها پرسیده می‌شود و
بر این اساس معیارهای آسیب‌پذیری افراد بدست می‌آید. برای مثال 5گروه زنان سرپرست خانوار که وضعیت معیشتی‌شان از مردان کمتر است و معمولاً درآمدی ندارند یا درآمدشان بسیار پایین است یا کسانی که افراد سالمند در منزل دارند که از لحاظ درآمدی به خانواده کمک نمی‌کند همچنین افرادی که جزو بیماران خاصند یا کسانی که نیاز به رسیدگی پزشکی دارند چون بخش عمده‌ای از هزینه خانوار بابت مسائل درمانی صرف می‌شود همه اینها باعث می‌شود خانواده‌ها آسیب پذیر باشند. افغان‌ها خانواده‌های بزرگی دارند. تعداد خانوارشان بیش از 5 نفر است چنانچه یک نفر تأمین کننده معیشت باشد این گروه از خانواده‌ها نیز از نظر ما آسیب پذیرترمی‌شوند.
ما خانواده‌ها را بر اساس معیارهای آسیب‌پذیری به دو قسم تقسیم می‌کنیم. به خانواده‌هایی که در این 5 گروه هستند سبد کامل غذایی می‌دهیم. یعنی سبدی که نیاز کامل یک روز یک نفر را تأمین می‌کند. 2 هزار و 200 کیلو کالری انرژی مورد نیاز یک فرد است. به خانواده‌هایی که بیشتر از یک نان آور دارند و واجد شرایط قبلی نیستند یک سبد پایه می‌دهیم که حدود 60 درصد نیاز غذایی‌شان را تأمین می‌کند.


سبدهای غذایی چندبار در سال بین پناهنده‌ها توزیع می‌شوند؟
ما بصورت ماهانه سبدهای غذایی را توزیع می‌کنیم. هر نفر یک جیره دارد و هر سبد غذایی متشکل از آرد، برنج، روغن، حبوبات و شکر است و ترکیب آن پروتئین مورد نیاز بدن را تأمین می‌کند.گاهی حبوبات را با پروتئین سویا یا حتی برنج را با ماکارونی جایگزین می‌کنیم. البته تاکنون دوبار ماکارونی توزیع کرده‌ایم. ما دیدیم خانواده‌ها ماکارونی می‌خرند و آن را با رب گوجه و سویا می‌پزند که هم مقوی است و هم بچه‌ها دوست دارند. با وجود آنکه ارگان بین‌المللی هستیم اما عمدتاً سعی ما بر این است اگر مواد غذایی در بازار داخلی وجود داشته و قیمتش هم مناسب باشد از همان کشور مواد غذایی را خریداری کنیم از طرفی کیفیت تولید ماکارونی و سویا در ایران بالا است. در 87 کشور عضو برنامه جهانی غذا هیچ یک پروتئین سویا را به این شکل که ما توزیع می‌کنیم توزیع نمی‌کنند. روند بسیار پیچیده‌ای را طی کردیم که سویای فراوری شده را وارد سبد غذایی کنیم.


اشاره کردید 30 هزار پناهنده افغان و عراقی را در کشور پوشش می‌دهید آماری دارید که چه تعدادشان از نظر امنیت غذایی شرایط بحرانی دارند و سبد کامل غذایی دریافت می‌کنند؟
آمار کلی تعداد پناهنده‌ها که ثبت‌نام شده‌اند و توسط وزارت کشور آمایش شده‌اند حدود یک میلیون نفر است که از این تعداد برنامه جهانی غذا سازمان ملل 3 درصد را پوشش می‌دهد. جمعیت هدف ما 30 هزار پناهنده هستند که در میهمان شهرهایی زندگی می‌کنند که کرایه خانه هم پرداخت نمی‌کنند. اغلب این پناهنده‌ها به سبد کامل غذایی نیاز دارند.


میهمان شهرها‌یی که پناهنده‌های افغان توسط دولت‌ها اسکان داده می‌شوند عموماً کدام شهرها هستند؟
میهمان شهر‌ها در 13 استان پراکنده‌اند. کردهای عراقی و عرب عراقی در غرب، خوزستان و بوشهر ساکن اند و پناهنده‌های افغان نیز اغلب‌شان در شرق کشور سکونت دارند. میهمان شهرها همه 20 سال به بالا قدمت دارند. حدود 30 سال پیش که نخستین موج پناهنده‌ها وارد ایران شدند بیشتر در مناطق مرزی اسکان داده شدند ولی در حال حاضر که برگشت به کشورشان برای‌شان امکانپذیر نیست  در زمین‌هایی که توسط وزارت کشور به آنها تخصیص داده شد  مستقر شده‌اند.


در حاشیه تهران هم پناهنده‌های افغان زیادی می‌بینیم .برنامه جهانی غذا این افراد را هم پوشش می‌دهد؟
ما به پناهنده‌های حاشیه‌نشین تهران کمک نمی‌کنیم. نزدیک‌ترین میهمان شهر به تهران ساوه است. البته بزرگ‌ترین میهمان شهر یعنی ساوه با 5 هزار نفر جمعیت پناهنده و کوچک‌ترین میهمان شهر با 24 نفر پناهنده نزدیک سلطانیه زنجان است.


نحوه کمک‌رسانی به ساکنان میهمان شهرها به چه شکل است؟
در حال حاضر اقلام غذایی را بر حسب کالری برای یک نفر در نظر می‌گیریم. در هر میهمان شهری یک انبار در مرکز میهمان شهر وجود دارد که نیاز سه ماه را در انبار نگهداری می‌کنند پناهنده‌ها از اول تا دهم ماه با دفترچه ،جیره سبد غذایی‌شان را می‌گیرند. 10 کیلو آرد، 4 کیلو برنج و 2 کیلو حبوبات سهم هر نفر است که مجموعاً 16 کیلو غذا می‌دهند و آنها غذای‌شان را به خانه می‌برند. میهمان شهرها شبیه دهکده کوچک اند. خانه‌های پناهنده‌ها اغلب کاهگلی، آجری یا سفالی است که در زمین‌های چند هکتاری قرار دارند. هر میهمان شهر خانه بهداشت دارد که بهورز افغان در آن فعالیت می‌کند که در بحث بهداشت باروری زیر نظر وزارت بهداشت به خانواده‌ها آموزش می‌دهند. علاوه بر این مدرسه، حمام عمومی، آب لوله کشی در میهمان شهر‌ها وجود دارد. خانه‌ها در کنار هم محله‌ها را ایجاد می‌کنند.


هدف WFP صرفا تأمین غذا است؟ منظورم این است کمیت و مقدار غذایی که به دست پناهنده‌ها می‌رسد اهمیت دارد یا کیفیت آن؟
هردو. کیفیت را فدای کمیت نمی‌کنیم و برعکس. باید یک تعادلی در دسترسی به غذا ایجاد شود. البته خیلی رک بگویم برنجی که توزیع می‌شود برنج اعلا نیست ولی سعی می‌کنیم کیفیت مواد غذایی قابل قبول و مطابق استانداردهای کشور باشد چون مواد غذایی وارداتی که از گمرک وارد می‌شوند باید مهر تأیید سازمان استاندارد را داشته باشند البته مواد غذایی ایرانی هم از فیلتر رد می‌شوند و از کیفیت مناسبی برخوردار هستند. یک نکته مهم این است که سعی می‌کنیم وقفه‌ای در تأمین زنجیره‌ای غذایی نیفتد. به هر حال ما منحصراً از کمک‌های داوطلبانه کشورهای اهدا کننده، بخش خصوصی و افراد داوطلب بهره‌مند می‌شویم یعنی بودجه‌ای در اختیار نداریم. بنابراین موظف هستیم در ابتدای ماه غذا توزیع کنیم و به هر دلیلی نباید وقفه‌ای در توزیع ایجاد شود. WFP به هر نحو ممکن زنجیره غذایی را حفظ می‌کند.


بزرگترین چالش برنامه جهانی غذا در ایران از نظر شما چیست؟ می توان گفت که هم اینک ایران انتظارات سازمان ملل را در جهت پوشش امنیت غذایی پناهنده‌ها به شکل مطلوبی پوشش داده است؟
نمی توانم بگویم صددرصد توانسته‌ایم به هدف مان برسیم. زمان‌هایی بوده که منابع مالی را در اختیار نداشته‌ایم. بزرگترین چالش ما تأمین منابع مالی است. منابع و بودجه ما بطور کامل از کمک‌های داوطلبانه است. مسائل اقتصادی، درگیری‌ها و مشکلات بوجود آمده در سطح جهانی بحران‌های بزرگ را پدید آورده و کاسه منابع مالی کوچک و کوچک‌تر شده بنابراین زمان‌هایی بوده که ما واقعاً منابع مالی برای تأمین غذای پناهنده‌ها نداشته‌ایم.


WFP چقدر در سال بودجه برای تأمین امنیت غذایی پناهنده‌ها اختصاص می‌دهد؟
بودجه سالانه ما 4 میلیون دلار است که بر اساس نیاز آن را تعریف می‌کنیم. مثلاً برای اینکه بتوانیم سبد غذایی را به مدت دو سال ارائه دهیم باید 4 میلیون دلار داشته باشیم. ولی الزاماً ما 4 میلیون دلار نخواهیم داشت یعنی ممکن است در یک سال 2 میلیون دلار کمک‌های اهدایی دولت‌ها باشد. خب در هر حال بحران‌هایی مانند معضل سوریه نیاز به حضور بسیار گسترده WFPدارد. بحران عراق، افغانستان و سودان هم بحران‌های جهانی است و اینها کمک نیاز دارند حالا در کنارش زلزله نپال و سومالی و گردباد و طوفان هایان را هم در نظر بگیرید این‌ها همگی توجه جامعه جهانی را می‌طلبد. در چنین شرایطی کشورهای اهدا کننده نیز میزان مشخصی از بودجه‌شان را کنار می‌گذارند تا به بحران‌های جهانی کمک کنند.


یعنی شما از بودجه خودتان به بحران‌های سودان و سومالی و... هم کمک می‌کنید؟
بله. بودجه سال گذشته برنامه جهانی غذا سازمان ملل 6 میلیارد دلار بوده که 4 میلیون دلار آن برنامه جهانی غذا در ایران بوده است. 6 میلیاردی که بصورت جهانی تخمین می‌زنیم نه اینکه الزاماً دولت‌ها این رقم را کمک کنند. ولی جا دارد بگویم برای سال 2017 ما یک کمک بسیار سخاوتمندانه‌ای را از دولت جمهوری کره جنوبی دریافت کردیم که همان 4میلیون دلار مورد نیازمان را اهدا کردند.


در حال حاضر مواد غذایی به شکل دستی و سنتی بین پناهنده‌ها توزیع می‌شود؟
برنامه ما برای سال 2018 این است که مواد غذایی را مستقیماً به پناهنده‌ها ندهیم بلکه یا به شکل «بن» یا وجهی را که برای تأمین مواد غذایی نیاز دارند ارائه دهیم. این سیستم جدیدی است که برنامه جهانی غذا در سراسر دنیا پیش می‌برد. برای جوامعی که بازار در محل زندگی پناهنده‌ها وجود دارد و امکان دسترسی به مواد غذایی فراهم است ولی تمکن مالی ندارند به آنها کارت خرید اعتباری می‌دهند یا پول سبد غذایی را در اختیارشان قرار می‌دهیم تا خرید کنند. چرا که امکان انتخاب را به شخص می‌دهیم. همه اینها با تفکر اینکه کرامت انسانی حفظ شود برنامه‌ریزی شده است. اینکه یک نفر در صف بایستد و سبد غذایی‌اش را دریافت کند ممکن است با کرامت انسانی منافات داشته باشد متأسفانه در حال حاضر بحران‌های ما بیشتر در نقاطی است که بازار فعال است و شخص بخاطر مسائل پیش آمده امکان خرید ندارد.


کم‌ترین و بیشترین کمک داوطلبانه چقدر بوده و مردم چگونه می‌توانند کمک‌های خود را به برنامه جهانی غذا ارائه دهند؟
ما برای اطلاع‌رسانی و تبلیغ پوسترهای کمک‌های داوطلبانه به WFP بودجه‌ای نداریم برای همین کمکی که رسانه‌ها می‌کنند این است که فضای رایگانی را در اختیار ما قرار می‌دهند تا بتوانیم اطلاع‌رسانی کنیم. از طرفی سعی می‌کنیم برای تبلیغ پوسترها در نشریات مختلف حضور داشته باشیم از طرفی با فعالیت در شبکه‌های اجتماعی با داوطلبان در ارتباط هستیم. برای اینکه داوطلبان از کمک‌های نقدی مطمئن باشند حق عضویت در شبکه ما دارند.
 کمک‌های دولتی بیشترین کمک‌های داوطلبانه بوده است. کمک‌های مردمی از 200 تومان گرفته تا بیشترین رقم که 5 هزار دلار توسط یک شرکت چندسال پیش هدیه شد. کمک‌های نقدی برای تأمین سبد غذایی پناهنده‌ها به شماره حساب سازمان ملل واریز می‌شوند.

Read more...

فروردین 96 - دبیرکل سازمان ملل و مدیر کل فائو انتصاب مدیر اجرایی جدید برنامه جهانی غذا را اعلام کردند

آنتیونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد و خوزه گرازیانو داسیلوا، مدیر کل فائو، انتصاب دیوید بیزلی را به عنوان مدیر اجرایی جدید برنامه جهانی غذا (WFP) اعلام کردند.

به گزارش نمایندگی سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) در جمهوری اسلامی ایران، آقای بیزلی به عنوان مدیر اجرایی برنامه جهانی غذا که از ایالات متحده آمریکاست، در سطح معاون دبیر کل سازمان ملل متحد، جانشین خانم ارتارین کازین هموطن خود شده است.  هیأت اجرایی برنامه جهانی غذا نیز موافقت خود را با این انتصاب اعلام داشت.

مدیر اجرایی جدید برنامه جهانی غذا متولد سال 1957 است و تحصیلات  عالی خود را دانشگاه کلمسون انجام داده و دارای درجه دکترای حقوق از دانشگاه کارولینای جنوبی و کارشناسی حقوق از دانشکده حقوق همان دانشگاه است.

گفتنی است، شهر رم (پایتخت ایتالیا) در برنامه‌های سازمان ملل در خصوص توسعه‌، فعالیت‌های بشردوستانه، کمک‌های مقاوم‌سازی، خدمات، دانش و تأمین مالی در حوزه‌های غذا، کشاورزی و توسعه متحول‌کنند روستایی جایگاهی محوری دارد.

سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد  (FAO)، برنامه جهانی غذا (WFP) و صندوق بين المللی توسعه کشاورزی (IFAD)،  به عنوان سه آژانس سازمان ملل متحد مستقر در رم، انواع گسترده‌ای از دانش، تخصص مالی و فنی و نیز نشست‌های بین‌المللی شناخته شده‌ای برای بحث و بررسی درباره مسائل سیاستگذاری مرتبط با امنیت غذایی، کشاورزی و تغذیه را ارائه می‌کنند.

 

Read more...

30 March 2017 - UNSG and FAO-DG Announce Appoint of New WFP Executive Director

  • Published in Other

United Nations Secretary-General António Guterres and FAO Director-General José Graziano da Silva announced their appointment of David Beasley of the United States as Executive Director of the World Food Programme (WFP).

According to a press release published by the FAO Representation in the Islamic Republic of Iran, Mr Beasley of the United States as Executive Director of the World Food Programme (WFP), at the Under-Secretary-General level, has been appointed in succession to Ertharin Cousin of the United States. The Executive Board of WFP has confirmed its concurrence with the appointment.

He has travelled to more than seventy-five countries and war-stricken regions such as Kosovo, Darfur, Sri Lanka, Guatemala, South Sudan and the Middle East leading peace-building missions and development efforts through working with foreign leaders. He is also involved in numerous civic and charitable projects, including humanitarian efforts in Asia, Africa, North and South America, Europe and the Middle East.

Born in 1957, he attended Clemson University and holds a J.D from the University of South Carolina and a BA Law Degree from the University of South Carolina School Of Law.

Rome is central to the United Nations’ premier development, humanitarian and resilience assistance, services, knowledge and financing in the areas of food, agriculture, and transformative rural development.  Together, three United Nations Rome-based Agencies (RBAs), the Food and Agriculture Organization of the UN (FAO), the International Fund for Agricultural Development (IFAD), and the World Food Programme (WFP) offer a vast range of knowledge, financial and technical expertise, and internationally recognized forums for discussing policy issues related to food security, agriculture, and nutrition.

Read more...
Subscribe to this RSS feed

News and Stories

Resources

UN Offices Stories

UN Offices Stories

About Us

Follow Us

×

Sign up to keep in touch!

Be the first to hear about our new stories and job vacancies from UN in Iran and our partners.

Check out our Privacy Policy & Terms of use
You can unsubscribe from email list at any time